الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
125
الغدير ( فارسي )
شيران روز رزم و بارانهاى فرو ريزنده ، رهروانى همچون شير بيشه - نه بگو شير ، آناناند - چون از آنان چيزى بخواهند مىپذيرند و چون خود خواستى دارند آهنگ آن مىكنند اگر تيغى به سويشان بلند شود درهم مىشكنند و چون زخمى بزنند از بن برمىاندازند شهسوارانى كه شيران بيشه را شكارشان مىشمارند و جوانمردانى راسترو كه كارشان زد و خورد با جنگاوران است با چهره هائى سپيد و درخشان ، چمنزارهائى سرسبز و خرم كه چون گرد و خاك در نبردگاه همه جا را سياه كند شمشيرهاى سپيدشان از خون كينتوزان سرخ مىنمايد . اگر روزى براى در افتادن با پيش آمدى دشوار نامزد كردند ، مرگ و سرنوشت ؛ دلخواهانه رشتهء بندگىشان را به گردن مىگيرد در آن جا است كه هر تاخت برنده ى به سوى برترىها تكاپوى اسبش از به هم خوردن پلكها نيز تندتر مىنمايد نيك مرد را مىبينى كه شتابان بر پشت اسب نيكش مىجهد . بر فراز زينها به نهالهاى برآمده از زمين مىمانند كه ميان را - به جاى كمربند - با دورانديشى و استوار كارى ، سخت بستهاند . اين سرداران را كه در استوارى به كوه مىمانند اسبانى تيزتك بر مىدارد و چون آشكار شوند مىبينى جامه هاشان از آهن بافته شده آنگاه كه دلهاى خود را بالا پوش زرهها گردانند و بتازند گرماى تاخت و تاز همچون خنكى دلپذيرى در كام ايشان است با لب تشنه در درياى پر آشوب مرگ فرو مىروند